میگفت: «هزار نفر را بوسیدهام تا بتوانم یک نفر را فراموش کنم.» و من از اندوه پنهان آدمهایی که تن به بوسهی فراموشی دادهاند غمم گرفت
دسته: میراث
اینان در گذر زمان از میزبانی به میزبانی دیگه به ارث برده شده اند
-
قدر
همیشه وقتی بدونی این آخرین باره، بیشتر قدر میدونی…
🚬
تو هم دل میشکنی
تو هم شوخی میگیری
تو هم باورم نداری
برای تو هم باید اثبات کنم ولی حرفم سند نیست
فکر کردم مرهمی، ولی نبودی
😔
-
پروانه آبی
بعضی آدمها نعمتند، داشتنشون خوششانسی و لطف خداونده
مثل تو دلیار 💚
-
مسخره
مسخره تویی و جد و آبادت نه استارترهای من
-
حماقت
آخه تو چقدر احمقی
من چقدر بی شانسم
تازه بعد از ۴۰ سال میپرسی چجوری؟ واقعا که
-
اگر بود …
واقعا اگر مادر بود، چقدر پایهام میبود برای خامگیاهخواری
اگر بود چقدر پایه بود برای کلاسهای یوگام
واقعا اگر مادر بود، چقدر ایده میداد و چقدر حمایتم میکرد
اگر بود چقدر خوشحال بودم.
چقدر براش غُر میزدم.
اگر مادر بود احتمالا الان دیابت نداشتم، احتمالا کبد چرب گرید ۲ نبودم، فشارم بالا نبود و کلیهام سنگساز نبود، احتمالا چربیام بالا نبود و سیاتیک نداشتم و قطعا اضافه وزن هم نداشتم … چون اون بود و من این همه غمباد نداشتم که بین خودم و دیگران لایههای متعدد چربی بکشم.
مادرم صوفیا!
-
این فضاها
فضای مجازی، آیینهایست از حقیقت موجود.
فقط دیوانهای که از حقیقت فرار میکند، حکم به شکستن آیینه میدهد!
-
پـُر از چیستان
امروز، رسما پروژه قدیمی و ارث برده شده از سالهای دور؛ «پـُر از چیستان» استارت خورد.
باشد تا رستگار شویم.
-
چجوری؟!
تو چه جوری من و جا میذاری میری….
-
تو بگو
تَـهِ بنبست چرا ناپیداست؟!؟