مِی‌گُساری

خیلی مراقب منه که زیاده روی نکنم. تو چی؟ تو خوردن نوشیدنی دست‌سازی که به احتمال زیاد سرکه است 😐  

خاطرات جدید

به هر بهانه‌ای می‌خواد دلجویی و جبران کنه! طبیعی‌ترین رفتاره … هنوز تو شوکه رخداده و خب، زمان می‌بره تا خودش رو جمع‌و‌جور کنه. بهم میگه باید چیکار کنیم؟ بهش می‌گم باید «خاطرات جدید بسازیم» باید «خاطرات خوب بسازیم» میگه آره درسته باید همین‌کارو بکنیم دقیقا چیزی رو که احتیاج داره، بهش می‌دم. اما در … ادامه مطلب …

عجب متنی

قلب من به این امید می‌تپد که تو هستی تویی وجود دارد که من می‌توانم آن را ببینم؛ او را ببوسم او را در آغوش خود بفشارم و او را احساس کنم. شاملو

منگ و گیجم

نمی‌دونم دیروز چطوری بوده ولی منگ و گیجم هنوز   میگه از این به بعد نگران هیچی نباش … هیچیِ هیچی!

ارتباط سمی

خب … در واقع اونقدر این کیفیت روابط سمی شده که باید این صبر هفت ساله رو پایان بدم این سوخیدن و این کبودی و این گردن گرفتن بچه رو.   هر چند می‌دونم پایانی نداره ولی صبوری هم به صلاح نیست. برای خودش ، فقط برای خودش

Azar

Fucking Azar Started   این روزها … مثل اون روزها – میثم هستم، یک غیر ویگن …!

شب اول انفرادی‌شون

میگن تنها وفتی می‌تونی طرف مقابلت رو درک کنی که خودت هم در همون شرایط بوده باشی گویا امشب خیلی‌ها شب اول انفرادی‌شون هست و من همه‌شون رو درک می‌کنم. ۹۶ بار درک‌شون می‌کنم

اسم رمز

معمولا شب‌ها دیر می‌خوابم ولی دیشب ساعت ۱۰ خواب بودم. صبح که بیدار شدم دیدم ساعت ۱ و خورده‌ای کُلی پیام داده … گفته بود بیداری؟ گفته بود کاشکی آنلاین بودی، حرف می‌زدیم. گفته بود حالم بده. گفته بود ببخش که  اون‌طوری که دلت می‌خواست همراه خوبی برات نبودم. گفته بود ببخش که هیچ‌کاری از … ادامه مطلب …