هشتم تیر ماه، پنجاه و یکمین روز انفرادی بود. دوشنبه بود و روزِ خرید.
شکلات خریدم و سنایچ پرتقال. چشیدن طعمهای مورد علاقهام غیر قابل توصیف هست.
سیستم ایمنی بدنم به شدت ضعیف شده بود و تنها گزینه همین سنایچ پرتقال بود تا کمی ویتامین «ث» بهم برسه. فکر نمیکردم بخره … معمولا یکی دو قلم رو خودش خط میزد … اما برام خرید.
مثل همیشه تمام نوشتههای روی بستهبندی رو خوندم. چندین و چند بار!
تصمیم گرفتم برای پدر از همون کانال مخفی کمی از این شکلات بفرستم. باید برنامهریزی کنم.