شیلو | Shiloh

..:: روایت خواب‌هایم ::..

پنجاه و یکمین روز انفرادی

هشتم تیر ماه، پنجاه و یکمین روز انفرادی بود. دوشنبه بود و روزِ خرید.

شکلات خریدم و سن‌ایچ پرتقال. چشیدن طعم‌های مورد علاقه‌ام غیر قابل توصیف هست.

سیستم ایمنی بدنم به شدت ضعیف شده بود و تنها گزینه همین سن‌ایچ پرتقال بود تا کمی ویتامین «ث» بهم برسه. فکر نمیکردم بخره … معمولا یکی دو قلم رو خودش خط میزد … اما برام خرید.

مثل همیشه تمام نوشته‌های روی بسته‌بندی رو خوندم. چندین و چند بار!

تصمیم گرفتم برای پدر از همون کانال مخفی کمی از این شکلات بفرستم. باید برنامه‌ریزی کنم.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *