بی‌خوابی

مهدی و خواهر

-اپیزود یکی قبل از دوم:

اینقدر طبیعی رفتار کردنت برام عجیبه.

خب تو منو خوب نمی‌شناسی!

فکر مى‌کردم دعوام کنى.

خب تو منو خوب نمی‌شناسی!

یعنى به خاطره کار اشتباه منو ترک نمى‌کنى؟!

خب تو منو خوب نمی‌شناسی!

قطعا خوشحالت نمى کنه.

خب تو منو خوب نمی‌شناسی!

-اپیزود یکی بعد از اول:

تو معجزه زندگى من هستى.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

تو یه دونه اى.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

تکرار نشدنى هستى.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

از خوش شانسى من، همراه من شدى.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

یعنى بی‌اندازه دوستت دارم و قبولت دارم.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

تا حالا بهت نگفته بودم.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

چون الان استرس دارم و از طرفی وقتى باهات صحبت مى‌کنم، آروم مى‌شم، دوست داشتم بهت بگم.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

مرسی که به هر حال هستی.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

تو یه دونه ای.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

برای همینه که عاشقتم.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

تو بی‌همتایی.

می‌دونم ولی شک کن کمی!

#رمان

#ناآگاهی

Leave a Comment