-گاهی آدمها خیلی دلم رو درد میارن که بهشون نمیگم
+متوجه هستم
منم حرفهام رو مینویسم
برای سالیان طولانی هیچ راهی بهتر از نوشتن پیدا نکردم
-منم مینویسم
برای خودم دفتر درست کردم
که گاهی دلگیریهام رو مینِویسم تا اگه عصبانی هم هستم همونجا تخلیه بشه
+منم دفتر دارم
-چه مشترک
+من خیلی اشتباه میکنم که دلم میسوزه و میبخشم
-چه مشترک
+آدم انتقام گرفتن نیستم، دِلِش رو ندارم
-چه مشترک
+همهاش توی خودم حرص میخورم و به خودم لطمه وارد میشه
-چه مشترک
+بیکارم
-چه مشترک
+خوش میگذره
-چه مشترک
آرامِستان هر فردی با دیگری متفاوت است
برخی با پرخاش آرام میگیرند
و بعضی با گذشت
کسانی با انتقام
و افرادی با نگارش.
تفاوت است بین این «کَسان» و آن «افراد»
چیزی شبیه تفاوت آن «برخی» و این «بعضی».
گویا اشتراک، تنها واژهی «مشترک» است برای آنان که مینِگارند در دفترشان تا بیارامند در درونشان و چه بیرحمانه به جان میخرند لطمهای خودخواستهی ناشی از حِرصی ناخواسته را
چرا که نه دلِ انتقام دارند و نه راضی به تغییرند در کیش مهر!
اینانِ امروز همان مُشترکان فردایند در چرخش روزگار
#دیالوگ
#دیگری
#خیاط