جشنواره فیلم فجر ۱۳۹۸

 

لعنت به من که به واسطه‌ی «دو سال حبس» نتونستم اونطور که باید «خروج» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «شش سال سرطان مادر» نتونستم اونطور که باید «مغز استخوان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «نبودن مادرم» نتونستم اونطور که باید «دشمنان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «درک عمیق از فعلی به نام گردن گرفتن» نتونستم اونطور که باید «مغز استخوان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «هم‌بند بودن و هم اتاق بودن با یک توده‌ای در جزیره» نتونستم اونطور که باید «لباس شخصی» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «شب نامه‌نویسی‌های میزان» نتونستم اونطور که باید «دشمنان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «گریه کردن‌هام توی دستشویی با شیرِ آبِ باز، جهت ایجاد آلودگی صوتی» نتونستم اونطور که باید «مغز استخوان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «عشق و نفرت از رفیق بیست و پنج ساله» نتونستم اونطور که باید «آتابای» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «حبس کشیدن با زیرِ حکمی‌ها» نتونستم اونطور که باید «مغز استخوان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی ««هم‌اتاق بودن با یک جاسوس خارجی» نتونستم اونطور که باید «لباس شخصی» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «هم‌خرج بودن با یک آدمرُبا» نتونستم اونطور که باید «مغز استخوان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «هم‌بند بودن با یک کامرونی، بنگلادشی، پاکستانی و ..» نتونستم اونطور که باید «لباس شخصی» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «ملاقات‌های شرعی» نتونستم اونطور که باید «مغز استخوان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «یادگرفتن لب‌خونی» نتونستم اونطور که باید «مغز استخوان» رو قضاوت عادلانه کنم!

لعنت به من که به واسطه‌ی «بحران میزان» نتونستم اونطور که باید «روز بلوا» رو قضاوت عادلانه کنم!

و ده‌ها لعنت دیگه که هنوز که هنوزه نمی‌خوام درباره‌شون حرف بزنم … لعنت به من!

#جشنواره

#جزیره

Leave a Comment