امروز طولانیترین روز سال است. تو «جزیره» نه تنها ساعت نداشتم بلکه همیشه ساعت رو قصدمند بهم اشتباه اعلام میکردن. از پنجرهی کوچیک بالای سلول، کمی آفتاب میتابید و من روز اولِ ورود نشونه گذاشته بودم اونجایی که آفتاب میتابید. امروز که خورشید به انقلاب تابستانی میرسید، همه چیز رولبک میشد. یعنی باز آفتاب کمکم میرسید به همون نشونهی روز اول.
امیدداشتم که از نشونهام رد نشه. آخه امروز روز ۴۳ام بود.
روز ۴۳ام: برقها قطع شد و چراغ سلولم سوخت. هوا خیلی گرم شد، بدون کولر واقعا دیوانهکننده بود.